حمایت تیم یغمایی موزیک از انتشار نامه ای به وزیر محترم ارشاد

نامه ای توسط آقای نائینی به نمانیدگی از طرف جمعی از دوستداران موسیقی فاخر ایران زمین در خصوص استاد کوروش یغمایی و آلبوم ملک جمشید ایشان به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاشته شده است که تیم یغمایی موزیک ضمن حمایت از این حرکت سایر دوستداران استاد و موسیفی ایران را به حمایت از این نامه دعوت می نماید .

متن نامه به شرح ذیل می باشد :

 

 

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر حسینی

با سلام

عنایت حضرتعالی به فرهنگ و هنر ایران باعث گردید تا اینجانبان، مرقومه ای خدمت حضرتعالی قلمی و ارسال نماییم.چناچه مقام محترم وزارت استحضار دارند، معرفی فرهنگ و هنر ایرانی، خود مقوله ایست که طی سالیان اخیر، مورد توجه مسوولین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده است و از میان هنرمندان موسیقایی این مرز و بوم، آقای کورش یغمایی، از جمله هنرمندانیست که تلاشی بسیار در این راه داشته اند و علی رغم امکان زیادی که برایشان وجود داشته تا موسیقی خود را در آنسوی مرزها ادامه داده و به انتشار آن اقدام نمایند، آلبوم اخیر ایشان به نام “ملک جمشید” سالهاست در صف مجوز انتشار می باشد، لذا از جنابعالی که به حق، حامی موسیقی فاخر ایران می باشید، استدعا داریم باتوجه به طی مراحلی از مجوز انتشار آلبوم مذکور و با عنایت به مفاهیمی که در این آلبوم ارائه شده است، نسبت به اجازه انتشار آن، دستورات لازم مبذول فرمایید.
جمعی از دوستداران موسیقی فاخر ایران زمین

 

 

ضمناً وبلاگی در همین خصوص توسط آقای نائینی ایجاد شده است که می توانید جهت مشاهده آن از لینک زیر استفاده نمائید .

www.malekjamshid.blogfa.com

 

بهزاد صادقی

مدیر تیم یغمایی موزیک

همپای دوران ها – مروری بر آلبوم جدید کوروش یغمایی در روزنامه شرق

به تازگی یک آلبوم موسیقی به دستم رسید که اگرچه عمر کم‌وبیش 30سال و اندی از روی هر قطعه آن می‌گذشت، باز هم برایم تازگی داشت. آلبوم Back From the Brink کوروش یغمایی که در آمریکا منتشر شد، به اضافه اینکه تمام آهنگ‌های آلبوم دوست‌داشتنی و عزیز «گل یخ» را در خود دارد، تعداد دیگری از آهنگ‌های هم دوران «گل یخ» نیز در این آلبوم هست که اکثریت آن آثار برایم ناشنیده بود. فکرش را کنید، وقتی آثار قدیمی از یک هنرمند محبوب به دست می‌رسد، شکل یک گنج نو یافته را به خود می‌گیرد.
این اثر توسط کمپانی تحقیقاتی Stones Throw عرضه شده و ظاهرا ویرایش صوتی نیز روی آهنگ‌ها صورت گرفته تا جایی که وقتی آنها را می‌شنویم اگر از قدمت آثار باخبر نبودیم، باورمان نمی‌شد که متعلق به سال‌های دوری است که در ایران ضبط شده‌اند. در مجموع 30 ترانه، در دو لوح فشرده در این آلبوم وجود دارد که بر تصویر روی جلد آن، این توضیح به چشم می‌خورد که آثار متعلق به سال‌های بین 1973 تا 1979 هستند. یکی از آهنگ‌های این آلبوم به نام «حجم خالی» حدود دو سال پیش توسط همان کمپانی انتخاب شد تا در آلبومی به نام FORGE YOUR OWN CHAINS قرار بگیرد که شامل 15 قطعه از موسیقیدانان راک جهان بین سال‌های 1968 تا 1974 بود و در همان آمریکا منتشر شد. به قول کوروش یغمایی، در این آلبوم، او تنها نماینده خاورمیانه است. آهنگ «حجم خالی» را آن موقع نمی‌شناختم، چراکه تنها آلبومی که از این هنرمند در دست داشتیم و متعلق به آن دوران بود، 13 قطعه گل یخ بود که در آن وجود نداشت. دریغ از اینکه نمی‌دانستم آثار دیگری هم وجود دارد. بنابراین پس از آن اتفاق ناب و نایاب در موسیقی، نام کوروش یغمایی را مغرورانه‌تر از گذشته به زبان آوردیم. اما من تا به آن موقع، حجم خالی را نشنیده بودم و فقط می‌دانستم که بار اعتبار یکی از بهترین آهنگ‌های راک جهان را به دوش می‌کشد.
مدت نه‌چندان زیاد قبل‌تر از انتشار مجموعه Back From the Brink، حجم خالی را به دست آوردم و شنیدم. این آهنگ مثل تمام آثار کوروش یغمایی، صداقت و سادگی خود را دارد. شاید بتوان گفت این اثر در ذات وجودی‌اش از ساده‌ترین‌ها شمرده می‌شود اما پیچیدگی‌ها و معیارهای خاصی هم دارد که منتخب آن کمپانی شد و افتخار نادری را برای موسیقی ما در پی داشت که در نوع خود بی‌نظیر است. از شنیدن این اثر – که می‌شد قدمتش را از روی صدابرداری از روی نغمه بارش باران در ابتدای آن تشخیص داد- احساس یک کشف تازه را داشتم. همان احساسی بود که از شنیدن دیرهنگام ترانه زیبای «بانوی گیسو حنایی» فرهاد در خود یافته بودم. ترانه‌ای که فراتر از عاشقانه‌های متداول بود. اما با این انتشار تازه در آمریکا که به سمع ما در ایران رسید، ابعاد این احساس گسترده‌تر شد و شعفی زیبا را یافتم، البته غبطه‌ای هم خوردم، چراکه آهنگ‌ها و ترانه‌های دیگری نیز وجود دارد که می‌توانست در زمان خود به عنوان آلبوم دیگری در کنار گل یخ قرار گیرد و ما می‌توانستیم این سال‌ها را با آثار هنرمندانه بیشتری از کوروش یغمایی به سر بریم.
باری، کوروش یغمایی چیزی حدود 17 سال را در سکوت گذراند و حال صدایش مدام از رادیو پخش می‌شود ولی کارش مجوز نمی‌گیرد. خود او در یکی از مصاحبه‌هایش گفت: «خدایان موسیقی را اگر 17 سال ممنوع‌الکار کنید، ببینید آخر سر چه چیزی از آنها می‌ماند؟ اما من بعد از این همه سال سکوت آمدم.» جمله‌هایش زخم‌دار است؛ اما امید هم در آن موج می‌زند. روح زجرکشیده امید و آزادی در جمله‌های او نشسته و دارد ما را می‌پاید که زندگی همین است و در این اقلیم باید صبر بیشتری داشت. فکر می‌کنم تحول روحی سال‌های سکوت، او را اینچنین ساخته. سال‌هایی بر یک هنرمند بزرگ گذشت که حتی تصور آن همه را دمق می‌کند.
کوروش یغمایی همانند هنرمندان بزرگ هم‌تراز و هم‌دورانش، زنده‌یادان فرهاد مهراد و فریدون فروغی که هنرشان جنس دیگری داشت، کار بزرگی کرد که شایسته تجلیل است. هر کدام از این هنرمندان با یک آلبوم موسیقی بیش از سه دهه مخاطبان را تحت‌تاثیر قرار دادند. کارشان همواره بر سر زبان‌ها بوده و رنگ ملال‌آور تکرار را به خود نگرفته. کار کمی نیست که یک اثر همپای دوران‌ها برود. اما هر سه هنرمند، ناملایمات و بی‌مهری‌های زیادی را هم تحمل کردند که هرگز حق‌شان بر این ناسپاسی‌ها نبوده و نخواهد بود.

 

حمیدرضا تهرانی

روزنامه شرق – شماره 1369 – یکشنبه 24 مهر 1390

روزنامه شرق

روزنامه شرق - شماره 1369 - مروری بر آلبوم جدید کورش یغمایی

ترجمه مقاله ی Spectrum Culture (طیف فرهنگی) – اختصاصی تیم یغمایی موزیک

شالوده راک اند رول سرکشی و لجام گسیختگی است ، اما می توان گفت که این چیزی برای رویاروئی با  والدینیست که مصرّانه می گویند تنها جای مناسب برای تمرین کردن یک گیتاریست که خودش را وقف این کار کرده و می خواهد در میان ملتی که در این آشفته بازار هنگامه ای جنجالی برپا کرده اند ، اعتراض خود را به گوش ها برساند، گاراژ خانه است. کورش یغمایئ، یک موزیسین با استعداد مادرزادی است. هنگامیکه در سال 1970 اولین آلبومش را منتشر کرد دانشجوی دانشگاه بود. اولین آهنگی که  خواند “گل یخ” بود که یک آهنگ پاپ آرام بود که زمینه ای نشاط انگیز و همراه با تم پیانوی آرام داشت. این آهنگ موفقیتی شاخص بود و یغمائی از این فرصت استفاده کرد تا نسخه تازه ای از موزیک راک را با موسیقی سرزمین خودش تلفیق دهد و مانند یک عاشق توانست این مهم را آغاز کند. برای این کار به گروه های موسیقی دهه 60 مانند “دورز” و “کینگز” بطور مشخص توجه کرد  . این کار تا سال 1979 (انقلاب) ادامه داشت.  یغمائی از اجرای برنامه و ضبط موسیقی محروم شد و این ممنوعیت سالها ادامه داشت.
برای چند دهه تصور میشد موسیقی او به ابدیت پیوسته اما معلوم شد که یغمائی با تعصب از آهنگ های خود حمایت کرده است. بسیاری از آنها اکنون در (Back From the Brink) جمع آوری شده که عنوان موسیقی  راک اند رول پیش از انقلاب ایران را برخود دارند. این موسیقی از طریق دو سی دی و سه صفحه بزرگ (یا مجموعه خاصی که تولید مجدد و دقیق آهنگ های 7 اینچی اصلی هستند) به دنیا ارائه شده است. این موسیقی از همان نوع است که می توان در آهنگ های “رؤیای مه آلود” جورج هریسون پس از زیاده روی  در “چای ساعات خواب آلود” یافت. کورش عاشق این گروه ها بود و تمامی موسیقی او به وضوح ارتباط جسورانه با مبدا و منشاء، یعنی این گروه های راک را، بیان می کند. سازهای ایرانی همراه با گیتار و ارگ ودرامز که به گوش غربی ها آشناست در مجموع کیفیتی مسحور کننده بوجود آورده است. بسختی می توان این احساس را از خود دور کرد که این ها همان صداهائی هستند که سایر گروه ها دنبال کرده و در آلبوم هائی با بسته بندی زیبا و با وسواس ارائه می دادند.
بخشی از هدف انتشار این آلبومها روشن ساختن دگرگونی های تدریجی بود که یغمائی تجربه کرده بود. یغمائی آهسته اما با قاطعیت بیش از پیش بخود مطمئن شد که می تواند ژانرهای غیرمتجانس مختلف را در هم ذوب کرده و ترکیبی شنیدنی ایجاد کند. “جحم خالی” با صدای خیلی بلند غرش رعد و برق آغاز و سپس صدای زمزمه گونه و سکر آور یغمائی به عنوان خواننده  بگوش می رسد و اینطور تصور می شود که او دائماً حالتی اغوا کننده دارد. سپس فضا برای گیتار بلوزگونه و زیرکانه باز می شود. مانند بسیاری از آهنگ ها کیفتی اکتشافی  دارد، و این احساس را الغاء می کند که انگشت ها در هنگام نواختن آن نت ها می دانسته اند چه باید بکنند. تنها در چند مورد از این آهنگ ها می توان گفت که تحت تأثیر موسیقی جاز بوده اند اما ردپای سایر ژانرها، و خلاقیتی که با الیاف احساسات در هم تنیده شده اند، نیز مشاهده می شود.
بیش از دو ساعت موسیقی (Back From the Brink) بیش از آن طولانی است که بتوان بی وقفه روی آن تمرکز کرد. درحالیکه تصور می شود این موسیقی برای آرام ساختن هیپی ها ساخته شده، مواقعی می رسد که تصور می کنید موقعیت خوبی برای شنیدن یک لالائی دلنشین بوجود آمده است. در حالیکه به نظر می رسد او بیشتر به نواحی دیگر موسیقی سرک می کشد، در آهنگ های دهه 70 زمینه ای از طفره رفتن از اینگونه موسیقی دیده می شود که میتوان نمونه آن را در “انتظار” و یا دوری جستن از موسیقی وهم انگیز کلاسیک رادیو ای ام در آهنگ “کی تو میای” جستجو کرد. هرچه کیفیت آلبوم بهتر می شود، نه فقط از نظر آن لحظات غافلگیر کننده، بلکه به دلیل عمقی که در پیش زمینه فرهنگی خود کورش وجود دارد، در مقایسه باز هم طنین بیشتری به گوش می رسد. این گذرگاه ها هستند که (Back From the Brink) را چیزی فراتر از یک موسیقی آرشیوی معرفی می کند که اهمیتی حیاتی دارد. این آلبومی ست که تک تک آهنگ هایش شا یسته توجه است.

نوشته : دان سیگر
ترجمه : استاد کامران دبیری
با تشکر از : دکتر شاهرخ دبیری

مطلب اختصاصی برای تیم یغمایی موزیک

بهزاد صادقی

spectrumculture.com

ترجمه ی بخشی از مقاله لوس آنجلس تایمز – اختصاصی تیم یغمایی موزیک

چگونه قبل از انقلاب موزیک راک در ایران اجرا میشد
انتشارموزیک در دهه 1970توسط کورش یغمائی نشان از روحیه  ای عالی و جستجوگر دارد.
امروزه تصورش مشکل است اما پیش از انقلاب در میانه دهه 1970 در ایران دورانی وجود داشت که موسیقی پاپ رواج داشت قهرمانی گیتار به دست که شانه به شانۀ جیمی هندریکس و جیمی پیج برنامه اجرا می کرد. انقلاب 1979 ممنوعیت کار کردن بسیاری از هنرمندان را به دنبال داشت.
شرایط هشدار دهندۀ موزیسین های فعلی ایرانی خود یکی از انگیزه های انتشار آلبومی شده است  که پایه و برچسب  لس آنجلسی دارند.
برچسب کمپانی Now Again روی آلبوم “Back from the Brink”  از کورش یغمایی دیده می شود که بازگشتی به Psychedelic Rock )راک خیال انگیز(در سالهای 1973 و 1975 می باشد که به یکی از بهترین مجموعه های گردآوری شده گیتاریست برجستۀ ایرانی، کورش یغمائی تعلق دارد. این آلبوم مبین نمونه ای از فرهنگی عالی و جستجوگر، یعنی نقطۀ تلاقی شرق و غرب ، است و نتیجه ، حیرت برانگیز، روح نواز و به شدت تاثیرگذار ازکار درآمده است.
این جسارت از طریق تجارب نوازندگی گیتارکورش که به طور گسترده پخش می شد آغاز شد.
او درآلبوم “Back from the Brink” از گروه های ونچرز، بیتلز، رولینگ استونز و  باب دیلن به عنوان اولین کسانی نام می برد که آثار آنها را می پسندیده. کورش که تحت تاثیر موسیقی سنتی ایران قرار داشت نسلی منحصر به فرد و نژادی مخلوط از موسیقی به وجود آورد و آمیزه ای از نغمه های کلاسیک و آموزش های اولیه خود (او در آغاز نواختن سنتور را فرا گرفت) با آلات موسیقی کاملا غربی پدید آورد. او و گروهش سازهایی همچون گیتار باس، گیتار الکتریک و درامز، که با ریتم راک اند رول نواخته می شد را در بر گرفتند و فضایی معنادار و تاثیرگذار به وجود آوردند.
تصویر کورش در اذهان ایرانیان همواره با گیتار الکتریک همراه است و این تصویر معادل همان تصویرجیمی هندریکس در ذهن نوجوانان غربی است. پوستر کورش در اتاق اکثر مردم و بویژه جوانان دیده می شد. اوآواهای موسیقی ایرانی را با تم موسیقی راک درآمیخت و نتیجه بسیار با ارزشی به دست آورد. کاری که ارائه شد بسیار دوست داشتنی بود.کورش (بیش ازهر موزیسین ایرانی دیگر) نماینده اربابان ریشوی  خودستای راک بود.

کورش در ایران ماند و با وجود محدودیت های دولت ایران و مجازاتها به فعالیت خود  ادامه می دهد. مارجلی می گوید: پس از انقلاب موسیقی پاپ به طور کلی ممنوع اعلام شد. اکنون این ممنوعیت به شدت سابق نیست.
کاوه، فرزند کورش که در ونکوور کانادا به فعالیت در زمینۀ موسیقی مشغول است می  گوید: “یکی از مهمترین اهداف پدرمن به وجود آوردن ارتباطی بین موسیقی ایران و بقیه دنیا از طریق مدرنیزه کردن موسیقی ایرانی است. انتشار آلبوم “Back from the Brink” با برچسبی غیر ایرانی و قدردانی از کوشش های او بعد از سه دهه نه تنها برای شخص کورش مهم است بلکه برای هر هنرمندی که می خواهد برای همیشه درپس ابرها نماند ، حائز اهمیت است”.

نوشته جسیکا هاندلی
ترجمه : استاد کامران دبیری
با تشکر از : دکتر شاهرخ دبیری

مطلب اختصاصی برای تیم یغمایی موزیک

جا دارد تشکر ویژه ای داشته باشم از جناب آقای استاد کامران دبیری و همچنین جناب آقای دکتر شاهرخ دبیری که با لطف همیشگی خودشان و با وجود مشغله های فراوان زحمت ترجمه ی چندی از مقاله های برخی از نشریات و سایت های معتبر در خصوص آلبوم جدید استاد کورش یغمایی را بر عهده گرفتند.

ضمناً سپاس استاد کوروش یغمایی را هم از همینجا به اطلاع ایشان می رسانم.

بهزاد صادقی

مدیر تیم یغمایی موزیک

LA Times